علمدار عشق
 
اولین سایت تخصصی عاشورا

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
نوشته حضرت فاطمه روز زن

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ جمعه ۲۱ فروردین۱۳۹۴ توسط حمید

ذكر مقتل عبدالله بن عفيف ازدی رحمه الله تعالی

 

شيخ مفيد (ره) فرموده پس ابن زياد (لعين) از مجلس خود برخاست و به مسجد رفت و بر منبر برآمد و گفت حمد و سپاس خداوندي را كه ظاهر ساخت حق و اهل حق را و نصرت داد اميرالمؤمنين يزيد بن معاويه (عليهما العنه) و گروه او را و كشت دروغگوي (نعوذ بالله) پس دروغگو را و اتباع او را. اين وقت عبدالله بن عفيف ازدي كه از بزرگان شيعيان اميرالمؤمنين عليه السلام و از زهاد و عباد بود و چشم چپش در جنگ جمل و چشم ديگرش در صفين نابينا شده بود و پيوسته ملازمت مسجد اعظم مي‌نمود و اوقات را به صوم و صلوه بسر مي‌برد، چون اين كلمات كفرآميز ابن زياد (لعين) را شنيد بانگ بر او زد كه اي دشمن خدا دروغگو توئي و پدر تو زياد بن ابيه است و ديگر يزيد (پليد) است كه ترا امارت داده و پدر اوست اي پسر مرجانه. اولاد پيغمبر را مي‌كشي و بر فراز منبر مقام صديقين مي‌نشيني و از اين سخنان مي‌گوئي؟

ابن زياد در غضب شد بانگ زد كه اين مرد را بگيريد و نزد من آريد، ملازمان ابن زياد برجستند و او را گرفتند، عبدالله طايفه ازد را ندا در داد كه مرا دريابيد هفتصد نفر از طايفه ازد جمع شدند و ابن عفيف را از دست ملازمان ابن زياد بگرفتند. ابن زياد را چون نيروي مبارزت ايشان نبود صبر كرد تا شب درآمد آنگاه فرمان داد تا عبدالله را از خانه بيرون كشيدند و گردن زدند، و امر كرد جسدش را در سبحه بدار زدند. و چون عبيدالله اين شب را به پايان برد روز ديگر شد امر كرد كه سر مبارك امام عليه السلام را در تمامي كوچه‌هاي كوفه بگردانند و در ميان قبايل طواف دهند.

از زيد بن ارقم روايت شده كه گاهي كه آن سر مقدس را عبور مي‌دادند من در غرفه خويش جاي داشتم و آن سر را بر نيزه كرده بودند چون برابر من رسيد شنيدم كه اين آيه را تلاوت مي‌فرمود: اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصْحابَ الْكَهْفِ وَالرَّقيمِ كانُوا مِنْ اياتِنا عَبَجاً.

سوگند با خداي كه موي بر اندام من برخاست و ندا در دادم كه يابن رسول الله امر سر مقدس تو والله از قصه كهف و رقيم اعجب و عجيبتر است.

روايت شده كه به شكرانه قتل حسين عليه السلام چهار مسجد در كوفه بنيان كردند. نخستين را مسجد اشعث خوانند، دوم مسجد جرير، سيم مسجد سماك، چهارم مسجد شبث بن ربعي لعنهم الله، و بدين بنيانها شادمان بودند.

 


 

برگرفته از کتاب منتهی الآمال



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: بعد از عاشورا
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

عبيدالله زياد چون از ورود اهلبيت به كوفه آگه شد، مردم كوفه را از خاص و عام اذن عام داد لاجرم مجلس او را حاضر و بادي انجمن و آكنده شده، آنگاه امر كرد تا سر حضرت سيدالشهداء عليه السلام را حاضر مجلس كنند، پس آن سر مقدس را به نزد او گذاشتند، از ديدن آن سر مقدس سخت شاد شد و تبسم نمود، و او را قضيبي در دست بود كه بعضي آنرا چوبي گفته‌اند و جمعي تيغي رقيق دانسته‌اند، سر آن قضيب را به دندان ثناياي جناب امام حسين عليه السلام مي‌زد و مي‌گفت حسين را دندانهاي نيكو بوده. زيد بن ارقم كه از اصحاب رسول خدا صلي الله عليه و آله بوده در اين وقت پيرمردي گشته در مجلس آن ميشوم حاضر بود، چون اين بديد گفت اي پسر زياد قضيب خود را از اين لبهاي مبارك بردار سوگند به خداوندي كه جز او خداوندي نيست كه من مكرر ديدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم را بر اين لبها كه موضوع قضيب خود كرده‌اي بوسه مي‌زد، اين بگفت و سخت بگريست. ابن زياد (ملعون) گفت خدا چشمهاي ترا بگرياند اي دشمن خدا آيا گريه مي‌كني كه خدا به ما فتح و نصرت داده است؟ اگر نه اين بود كه پير فرتوت (سالخورده و خرف شده) گشته‌اي و عقل تو زايل شده مي‌فرمودم تا سر ترا از تن دور كنند. زيد كه چنين ديد از جا برخاست و به سوي منزل خويش بشتافت. آنگاه عيالات جناب امام حسين عليله السلام را چون اسيران روم در مجلس آن ميشوم وارد كردند.



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: بعد از عاشورا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

رسالت بيدارگرانه امام سجاد (عليه السلام ) چندان دير آغاز نشد. با فاصله اى كوتاه از واقعه کربلا، على رغم همه دردهاى درونى و رنجهاى جسمى ، امام بر سكوى رهبرى ايستاد. از لابلاى توده هاى غم و درد، قد برافراشت و چنان با سخنان برنده اش ‍ فضاى تيره اتهام ها و تبليغات مسموم امويان را شكافت كه كورترين چشم ها، درخشش حقيقت را ديدند و سنگترين دل ها، لرزيدند و بر مظلوميت حيسن و خاندانش گريستند و بر آينده خويش بيمناك شدند!

امام على بن الحسين (عليه السلام ) در مدت اقامت خويش در كوفه ، دو بار به احتجاج برخاست ؛ يك بار روى سخنش با مردم پيمان شكن كوفه بود، و بار ديگر در «دارالاماره» و در برابر عبيدالله بن زياد.

هان ، اى مردم ، اى كوفيان ! شما را به خدا سوگند، آيا به ياد داريد نامه هايى را كه براى پدرم نوشتيد! نامه هاى سراسر خدعه و نيرنگتان را! در نامه هايتان با او عهد و پيمان بستيد و با او بيعت كرديد! ولى او را كشتيد، به جنگ كشانديد و تنهايش گذاشتيد!



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: بعد از عاشورا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ۳۰ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

ورود اهلبيت اطهار عليه السلام به كوفه و ذكر خبر مسلم حصاص

چون ابن زياد (ملعون) را خبر رسيد كه اهلبيت (ع) به كوفه نزديك شده‌اند، امر كرد سرهاي شهدا را كه ابن سعد (لعين) از پيش فرستاده بود باز برند و پيش روي اهلبيت سر نيزه‌ها نصب كنند و از جلو حمل دهند و به اتفاق اهلبيت به شهر درآورند و در كوچه و بازار بگردانند تا قهر و غلبه و سلطنت يزيد (پليد) بر مردم معلوم گردد و بر هول و هيبت مردم افزوده شود، و مردم كوفه چون از ورود اهل بيت عليهم السلام آگهي يافتنتد از كوفه بيرون شتافتند.

در شهر كوفه ناله كنان نوحه‌گر شدند
در پيش روي اهل حرم جلوه‌گر شدند
جمع از پي نظاره به هر رهگذر شدند
بر عترت پيمبر پيمبر خود پرده در شدند
هر دم نمك فشان به جفاي دگر شدند

 

چون بيكسان آل نبي دربدر شدند
سرهاي سروان همه بر نيزه و سنان
از ناله‌هاي پردگيان ساكنان عرش
بي‌شرم امتي كه نترسيد از خدا
دست از جفا نداشته بر زخم اهلبيت

 



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: بعد از عاشورا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

چون عمر سعد از كربلا به سوي كوفه روان گشت جماعتي از بني اسد كه در اراضي غاضريه مسكن داشتند، چون دانستند كه لشكر ابن سعد از كربلا بيرون شدند به مقتل آن حضرت و اصحاب او آمدند و بر اجساد شهداء نماز گذاشتند و ايشان را دفن كردند به اين طريق كه امام حسين عليه السلام را در همين موضعي كه اكنون معروفست دفن نمودند و علي بن الحسين (ع) را در پايين پدر به خاك سپردند، و از براي ساير شهداء و اصحابي كه در اطراف آن حضرت شهيد شده بودند حفره‌اي در پايين پا كندند و ايشان را در آن حفره دفن نمودند، و حضرت عباس عليه السلام را در راه غاضريه در همين موضع كه مرقد مطهر او است دفن كردند. و ابن شهر آشوب گفته كه از براي بيشتر شهداء قبور ساخته و پرداخته بود و مرغان سفيدي در آنجا طواف مي دادند.



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: بعد از عاشورا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۲۹ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

روز تـاريـخـى دهـم محرم الحرام سال 61 هجرى كه مطابق با دهم اكتبر 680 ميلادى بود، سـپـرى شد. با گذشت شب ، آفتاب روز شنبه ، يازدهم محرم از جانب مشرق هويدا گرديد. پـسـر سـعـد، اجـسـاد كـشـتـگان خود را كفن كرده و پس از خواندن نماز بر آنان ، همه را در گـودالى بـه خـاك سـپرد، ولى بدن پاره پاره شهدا را همچنان در زير آفتاب رها كرد و به همراه سپاهيان خود و اسرا، به سوى كوفه روان شد، همينكه به دروازه كوفه رسيد، قاصدى از طرف ((ابن زياد)) به وى گفت : امروز اسرا را بيرون شهر نگهدار.
هدف ((عبيداللّه )) از اين كار اين بود كه زمينه را جهت ورود آنان آماده كند؛ زيرا مردم كوفه از خـواب غـفـلت بيدار شده بودند و از جنايتى كه در صحراى كربلا به وقوع پيوسته بود،بى نهايت خشمگين شده و مستعد انقلاب و قيام بودند.
بـالا خـره روز دوازدهم محرم در حالى كه 72 سر بر بالاى نيزه جلوه گرى مى كرد و در پـيـشـاپـيـش كـاروان اسـيـران حـركـت داده مـى شـد، اسـراى اهل بيت طهارت را، وارد كوفه كردند.



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: بعد از عاشورا

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

آنچه در بين ايشان واقع شده تا رسیدن امام حسین (ع) به كربلا

 

چون حضرت سيدالشهداء عليه السلام از بطن عقبه كوچ نمود به منزل شراف (به شيخ نشين) نزول فرمود و چون هنگام سحر شد، امر كرد جوانان را كه آب بسيار برداشتند از آنجا روانه گشتند و تا نصف روز راه رفتند. در آن حال مردي از اصحاب آن حضرت گفت الله اكبر حضرت نيز تكبير گفت و پرسيد، مگر چه ديدي كه تكبير گفتي؟ گفت درختان خرمائي از دور ديدم، جمعي از اصحاب گفتند به خدا قسم كه ما هرگز در اين مكان درخت خرمائي نديده‌ايم حضرت فرمود پس خوب نگاه كنيد تا چه مي‌بينيد گفتند به خدا سوگند گردنهاي اسبان مي‌بينيم، آن جناب فرمود كه والله من نيز چنين مي‌بينم. و چون معلوم فرمود كه علامت لشكر است كه پيدا شدند به سمت چپ خود به جانب كوهي كه در آن حوالي بود و آن را ذوحُسَم مي گفتند ميل فرمود كه اگر اجابت به قتال افتد آن كوه را ملجاء خود نموده و پشت به آن مقاتله نمايند، پس به آن موضع رفتند و خيمه بر پا كرده و نزول نمودند.



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: وقایع عاشورا و مقاتل

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه ۲۸ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

بدانكه در روز ورود آن حضرت به كربلا خلاف است واصح اقوال آنست كه ورود آن جناب به كربلا در روز دوم محرم الحرام سال شصت و يكم هجرت بوده و چون به آن زمين رسيد پرسيد كه اين زمين چه نام دارد؟ عرض كردند كربلا مي‌نامندش، چون حضرت نام كربلا شنيد گفت:

 

اّلّلهُمَّ اِنّ اَعُوذُبِكَ مِنَ الْكَرْبِ وَالْبَلآءِ

پس فرمود كه اين موضوع كرب و بلا و محل محنت و عنا است فرود آئيد كه اينجا منزل و محل خيام ما است، و اين زمين جاي ريختن خون ما است. و در اين مكان واقع خواهد شد قبرهاي ما، جدم رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم به اينها پس در آنجا فرود آمدند. و جز نيز با اصحابش در طرف ديگر نزول كردند و چون روز ديگر شد عمر بن سعد (ملعون) با چهار هزار مرد سوار به كربلا رسيد و در برابر لشكر آن امام مظلوم فرود آمدند.



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: وقایع عاشورا و مقاتل

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید

چون روز پنجشنبه نهم محرم الحرام رسيد شمر ملعون با نامه ابن زياد لعين در امر قتل امام عليه السلام به كربلا وارد شد و آن نامه را به ابن سعد نمود، چون آن پليد از مضمون نامه آگه گرديد خطاب كرد به شمر و گفت مالك وَيْلَكَ خداوند ترا از آبادانيها دور افكند و زشت كند چيزي را كه تو آورده‌اي، سوگند با خداي چنان گمان مي‌كنم كه تو بازداشتي ابن زياد را از آنچه من بدو نوشتم و فاسد كردي امري را كه اصلاح آن را اميد مي‌داشتم والله حسين آنكس نيست كه تسليم شود و دست بيعت به يزيد دهد چه جان پدرش علي مرتضي در پهلوهاي او جا دارد، شمر گفت اكنون با امر امير چه خواهي كرد؟ يا فرمان او بپذير و با دشمن او طريق مبارزت گير و اگرنه دست از عمل بازدار و امر لشكر را با من گذار، عمر سعد گفت لا وَلا كَرامَهَ لَكَ من اينكار را انجام خواهم داد تو همچنان سرهنگ پيادگان باش و من امير لشكرم، اين بگفت و در تهيه قتال با جناب سيدالشهداء عليه السلام شد.



موضوعات مرتبط: تاریخ عاشورا
برچسب‌ها: وقایع عاشورا و مقاتل

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۲۷ بهمن۱۳۹۳ توسط حمید
لوگوی دوستان



بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای علمدار عشق محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.